ز صفاى مقدم آن يار من
شده عالم پر ز ياس و نسترن
شده پيدا روى ماه انجمن
كه رسيده نور چشمان حسن
)گل نازم (3) خوش آمدى( (2)
دل مادر شد ز ديدار تو مست
چو گرفته نوگلش را روى دست
دل خود را چون به سيماى تو بست
شده نجمه عاشق و زيبا پرست
)گل نازم (3) خوش آمدى( (2)
به ميان عاشقان كربلا
تو شدى آن يادگار مجتبى
ز تو احلى من عسل آمد به ما
شده مات تو تمام اوليا
)گل نازم (3) خوش آمدى( (2)
كعبهى چشمان شده رخسار تو
كيمياى جان ما ديدار تو
دل مستان بر سر بازار تو
شده در ماه خدا بيمار تو
)گل نازم (3) خوش آمدى( (2)